X
تبلیغات
کاناپه

کاناپه

اختلال های جنسی و هویت جنسی

اختلالات جنسی تحت سه عنوان کلی بررسی شده اند: کژکاریهای جنسی، انحرافهای جنسی و اختلال های هویت جنسی.

کژکاری های جنسی، اختلال در میل و تغییرات روانی – فیزیولوژیایی موجود در چرخه واکنش جنسی است. انحرافهای جنسی، وجود امیال، خیالات و رفتار جنسی غیرعادی است و شامل اختلال هایی نظیر عورت نمایی (نمایش اندامهای تناسلی خود به فردی غریبه و استمنا با خیالاتی مبنی بر برانگیختن مشاهده گر و یا ایجاد وحشت و تعجب در او)، یادگار پرستی (استفاده از اشیاء یا لباس به عنوان عامل تحریک کننده)، مالش دوستی (لمس و مالش اندام جنسی، ران و باسن قربانی به وسیله دست و اندام تناسلی در محیطی شلوغ و بعد فرار از مهلکه) ، بچه بازی (فرد مبتلا حداقل 16 ساله و قربانی زیر 13 سال است و از برهنه کردن کودک تا وارد کردن آلت تناسلی به مهبل یا مقعد کودک متفاوت است)، آزارخواهی جنسی (بردن لذت جنسی فقط در صورت تحقیر شدن، به بند کشیده شدن یا رنج بردن) ، آزارگری جنسی (کسب برانگیختگی جنسی از رنج روانی یا جسمی قربانی خود) ، یادگار پرستی همراه با مبدلپوشی جنسی (در این حالت، فرد به صورت خیالی یا واقعی لباس زنانه می پوشد تا تحریک جنسی شود) و تماشاگری جنسی (مشاهده افراد بی خبر در زمان برهنگی یا برهنه شدن و رابطه جنسی در خود ایجاد برانگیختگی استمنا می کند). انحراف جنسی که به گونه دیگری مشخص نشده اند (هرزه گویی تلفنی، مرده دوستی، اندام گرایی، حیوان خواهی، مدفوع خواهی، تنقیه خواهی، ادرار خواهی و خود ارضایی بیمار گون.

به گزارش DSM-IV بچه بازی، تماشاگری جنسی و عورت نمایی شایعتر است از آزار خواهی و آزار گری جنسی. به استثنای آزار خواهی جنسی که نسبت آن در مردان در مقایسه با زنان 20 به 1 است، سایر انحرافها در زنان دیده نشده است.در مورد علت این انحرافات، رفتارگرایان معتقدند همزمانی اتفاقی تحریک جنسی با عمل انحرافی و تبدیل آن به موضوعی انگیزشی به علت ارگاسم و لذت حاصل از آن عامل تقویت کننده است. روانکاوان علت را حل نشدن اضطراب اختگی در دوران کودکی می دانند و این انحرافات را شیوه ای برای تسلط بر اضطراب اختگی به حساب می آورند.برای درمان این انحرافات باید به مراجع کمک شود تا مسائل ناشی از رفتار خود را شناسایی کند و راهی برای کاهش آنها پیدا کند. از آنجا که این عملکرد انحرافی، چاره ای است برای فرار از تنهایی و اضطراب بیمار، تشویق می شود تا دوستان جدیدی پیدا کرده و به گونه ای دیگر خود را آرام کند.

 اختلال های هویت جنسی نیز بر پایه ی همانند سازی نیرومند با جنس مخالف شکل می گیرد به همراه ناراحتی از جنس طبیعی. در پسربچه ها علائم اختلال، قبل از 7 سالگی شروع می شود. سن شروع در دخترها هم پایین است.

ستولر علت این اختلال را در ظاهر دلفریب پسران زن نما می دانند.در کل عوامل روانی – اجتماعی بسیاری در پدیدایی اختلال هویت جنسی موثرند مثل شکل دهی اجتماعی و تقویت رابطه والد- کودک. در فرایند درمان هم راهبردهای گوناگونی مثل رفتار درمانی، روان درمانی، خانواده درمانی، مشاوره با والدین، گروه درمانی و ترکیبهای التقاطی این راهبردها به کار می رود.

در مورد اختلال های هویت جنسی که به گونه ای دیگر مشخص نشده اند نیز می توان موارد ذیل را برشمرد: 1- افراد مبتلا به اختلال های دوجنسیتی و ملال جنسی. 2- بزرگسالانی که رفتار مبدل پوشی موقتی نشان می دهند ورفتارشان وابسته به استرس است و 3- افرادی که اشتغال ذهنی اختگی یا قطع احلیل دارند بدون آنکه به کسب خصوصیات جنس دگر، تمایلی داشته باشند.

 

روان شناسی مرضی کودک. دکتر فرح لطفی کاشانی. دکتر شهرام وزیری

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 22:50  توسط روانشناس  | 

اختلالهای جسمانی شکل و اختلال های ساختگی

در اختلالات جسمانی شکل، فرد واقعا علائمی را که مطرح می کند تجربه می کند اما در اختلالهای ساختگی، فرد عمدا نشانه ها را ایجاد می کند. برای درمان اختلال های ساختگی اعتماد درمانی به درمانگر و اطمینان حاصل از آن در طی گذشت زمان مفید است.

اختلال های جسمانی شکل شامل موارد زید هستند: اختلال جسمانی کردن که شکایتهای بدنی عود کننده ای هستند که برای آنها نمی توان علت جسمانی یافت. زنها 5 تا 20 برابر بیشتر مبتلا می شوند. علت در رویکرد زیستی برای برخی کاهش سوخت و ساز لوب پیشانی و نیمکره مغلوب و برای برخی دیگر، بنیانی ژنتیکی تصور می کنند؛ در رویکرد روانی – اجتماعی اجتناب از تعهدات. روانکاوان آن را جانشین تکانه های غریزی سرکوب شده می دانند و دیدگاه رفتاری الگو شدن والدین و خانواده های بی ثبات را دخیل می داند. درمان این اختلال، آگاهی از عوامل روانشناختی علائم است و کمک به بیمار برای بیان هیجاناتشان. اختلال جسمانی شکل نامتمایز، اختلال تبدیلی زوال عملکرد جسمی است و شبیه یک اختلال جسمانی اما ظاهرا به تعارض یا نیازی روانشناختی مربوط می شود. علل زیست شناختی و عصبی روانشناختی در این بیماری دخیلند. یافته ها، کاهش سوخت  و سوز در نیمکره غالب و افزایش آن در نیمکره مغلوب را نشان می دهند. در رویکرد روان کاوی این جنبه از هیستری را به عنوان هیستری تبدیلی ناشی از واپس زدن تعارض درون روانی ناهشیار و تبدیل اضطراب به علائم جسمی می دانند. درمان: هیپنوتیزم، آرمیدگی، تمرینات رفتاری و داروهای ضد اضطراب. اختلال درد که درد در کانون توجه بالینی قرار دارد. رویکرد زیستی علت را به سروتونین، کمبود آندوفین و نابهنجاری سیستم لیمبیک مربوط می داند. روانکاوان برخی مکانیسمهای دفاعی را موثر می دانند و رفتارگرایان می گویند اگر رفتارهای مربوط به درد پاداش داده شوند تقویت می شوند. درمان: افزایش آگاهی نسبت به عوامل روانشناختی ایجاد کننده درد، ارائه پسخوراند زیستی، آموزش، رفتاردرمانی و شناخت درمانی به همراه آموزش آرمیدگی عضلانی،تمرین و فیزیوتراپی. خودبیمار انگاری ترسی است که از وجود یک بیماری خطرناک علی رغم انکار پزشکی، در فرد وجود دارد. یک نظریه علت این اختلال را آستانه تحمل پایین بیمار و سوء تعبیر احساسهای جسمانی می داند و ب دلیل چهارچوب شناختی نادرست، آن را نوعی هشدار تلقی می کنند. نظریه دوم، آن را فرار از تعهدات می داند. نظریه سوم، خودبیمار انگاری را چهره ای متفاوت از اختلالاتی چون افسردگی و اضطراب می داند و رویکرد چهارم، آن را جابه جایی حاصل از سرکوب امیال پرخاشگرانه نسبت به دیگران می داند و همچنین دفاعی در مقابل احساس گناه. درمان: تمرکز بر کاهش استرس و آموزش مقابله و گروه درمانی اختلال بد شکلی بدن یک عیب خیالی در بدن فردی بهنجار را شامل می شود. علت را می توان مربوط به سروتونین دانست و همچنین تبلیغات الگوهایی مثل باربی. روانکاوان هم که این اختلال را جابه جایی تعارض جنسی یا هیجانی به قسمتی نامربوط از بدن می دانند. درمان:داروهای سه حلقه ای و مهار کننده های منوآمین اکسیداز و پیموزاید. و اختلالات جسمانی شکلی که به گونه دیگری مشخص نشده است.

 

روان شناسی مرضی کودک. دکتر فرح لطفی کاشانی. دکتر شهرام وزیری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 22:48  توسط روانشناس  | 

اختلال های تیک

تیک نوعی انقباض غیرارادی عضلانی مزمن یا زودگذر است. تیکها از نظر ظاهر به تیکهای آوایی ساده (صاف کردن گلو)، آوایی مرکب (بیان یک جمله یا کلمه پیچیده)، حرکتی ساده (پرش گونه) و حرکتی مرکب (بریدن و گاز گرفتن) تقسیم می شوند. شدت تیکها هم دامنه ای بین خفیف تا شدید دارد. همچنین تیکها ممکن است نمودی زشت یا آسیب زا داشته باشند و از نظر مکان شناسی شامل تیک سر و صورت، تیک دستها و بازوها، تیک تنه و اندام تحتانی و تیک تنفس و گوارش می شوند. تیک ها معمولا غیرقابل مقاومت هستند و اگر فرد در معرض استرس قرار بگیرد، افزایش می یابند.

انواع اختلال های تیک شامل اختلال تیک گذرا، اختلال تیک آوایی یا حرکتی مزمن و اختلال های توره می باشند.

یکی از الزامات تشخیص تیک گذرا اینست که قبل از 18 سالگی بروز کند. توزیع اندامگانی این تیکها در ناحیه سر، گردن و اندامهای فوقانی است. پسرها معمولا سه برابر بیش از دخترها به این اختلال مبتلا می شوند. در سبب شناسی اختلال های تیک هم می توان به علل ژنتیکی، عضوی و روانی اشاره کرد و هم به محیط خانوادگی. چرا که تحقیقات نشان داده مادران کودکان مبتلا به تیک 1.5 برابر بیش از مادران کودکان بدون تیک در معرض بارداری با عواقب بد قرار گرفته اند. برای درمان این اختلال، اندرز و اطمینان بخشی به کودک و خانواده اش و همچنین در صورت ایجاد مشکل در عملکرد کودک استفاده از فنون رفتاری خاصی به نام تمرین انبوه، توصیه می شود.

خصوصیت اصلی اختلال تیک حرکتی یا آوایی مزمن وجود تیک های حرکتی و آوایی است که به صورت جداگانه که هر روز در طول دوره ای بیش از یکسال روی دهند و مشکلاتی در عملکرد کودک به وجود می آورند. شیوع این اختلال ها را 1 تا 2 درصد در کودکان تخمین می زنند و پسران بیشتر در معرض خطرند. در این اختلال، عوامل زیستی تاثیر بیشتری دارند. برای درمان این اختلال، فنون رفتاری مثل تمرین انبوه و وارونه سازی نتایج مطلوبی دارند.

جدی ترین اختلال تیک، اختلال توره است. در این اختلال، تیکهای حرکتی و آوایی میزان و تناوبشان از تیکهای بدون توقف که معمولا غیر قابل شمارش هستند تا تیکهای نادر که فقط چند بار در هفته اتفاق می افتند، متغیرند. شایعترین علامت وابسته به این اختلال، وسواس فکری و عملی است. این اختلال از هر 10000 نفر در 4 یا 5 نفر نمود می یابد و نسبت ابتلای مرد به زن 2 تا 3 بر 1 است. عوامل ژنتیکی در بروز این اختلال، نقش موثری دارند تا جایی که درمانگران به فکر جایابی ژن ها افتاده اندو همچنین بنیادهای عصب شناسی، عقده های پایه و ساختارهای مربوط در قشر مغز میانی را در بروز این اختلال دخیل می دانند. نتایج تحقیقاتشان نشان داد که عوامل جلوگیری کننده گیرنده دوپامین، هر چند در جلوگیری کردن از تیکها موثرند اما آنها را از بین نمی برند. عامل اساسی دیگر در سبب شناسی این اختلال مکانیسمهای سروتونرژیک است که البته شواهد کافی در این زمینه در دسترس نیست. برای درمان این اختلال، همراه با اقدامهای آموزشی و حمایتی، دارو درمانی نیز توصیه می شود.

 

روان شناسی مرضی کودک. دکتر فرح لطفی کاشانی. دکتر شهرام وزیری

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 22:46  توسط روانشناس  | 

اختلالات و مشکلات دیگر

مجموعه ای از مشکلات وجود دارند که جزء اختلال های روانی به حساب نمی آیند و بیشتر با سیستم بهداشت روانی مرتبطند مثل داغدیدگی، عملکرد هوشی مرزی، مشکلات تحصیلی، رفتار ضداجتماعی، مشکل هویتی. داغدیدگی به فوت یک فرد محبوب برمی گردد درحالیکه علائم پس از مرگش برای بازمانده، بهنجار نباشد. در DSM-IV کودکی که هوشبهر 71 تا 84 دارد کودکی است با عملکرد هوشی مرزی که در او اختلال عملکرد انطباقی دیده می شود. سبب این اختلال را می توان هم در ژنتیک و هم در محیط و مواجهه با عفونتها و مواد سمی دانست. درمان این افراد با بهبود عزت نفسشان امکان پذیر است. مشکل تحصیلی مورد بعدی است اما این مشکل تحصیلی ناشی از اختلال روانی نیست و کودکان دارای این مشکل از هوش طبیعی برخوردارند. علل تاثیر گذار بر مشکلات تحصیلی را در موارد ذیل می توان خلاصه کرد: مشکلات در عوامل هیجانی، اعتماد و کفایت، عدم توانایی در سازگاری و انطباق خود با محیط جدید، اضطراب، تعارض بین موفقیت و عواقب آن، فشار مسائل خانواده مثل مسائل مالی و غیره، آموزش والدین، نژاد، مذهب و ... برای درمان این مشکل فنون روان درمانی برای مبارزه با انگیزه و خود انگاره ی ضعیف به کار می رود، تدریس خصوصی و استفاده از مهارتهای آرمیدگی در کاهش اضطراب کودک موثرند. رفتار ضد اجتماعی کودک و نوجوان شامل مواردی است که کودک بدون هیچ اختلال روانی حقوق فرد دیگر را نقض کند مثل اعمال پرخاشگرانه. علل بروز این رفتار را در کنار عوامل ژنتیکی می توان مربوط به والدینی دانست که با کودک بدرفتاری می کنند. در درمان این رفتار از ارائه پاداش برای رفتار مناسب اجتماعی و گروه درمانی استفاده می شود. مشکل هویت شامل بلاتکلیفی درباره موضوعاتی است که به هویت مربوطند و کلا سوالهایی پیرامون "من کیستم؟" علت این اختلال در طرز برخورد خانواده و جامعه با نوجوان نهفته است و برای درمان، پاسخ یابی غیر قالبی به سوالات اوست و هدف درمان، ایجاد حس کفایت، تسلط و مهارت در او برای اخذ تصمیمات در اجتماع.

 

روان شناسی مرضی کودک. دکتر فرح لطفی کاشانی. دکتر شهرام وزیری

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 22:46  توسط روانشناس  | 

اختلال مهارتهای حرکتی

کودک به تدریج و در طول مراحل رشد بر مهارتهای حرکتی خود مسلط می شود. فعالیتهای حرکتی که به عضله های بزرگ مربوط می شوند، مهارتهای حرکتی درشت و آنها که با عضلات کوچک انجام می شوند، فعالیتهای حرکتی ظریف نام دارند. این مهارتهای حرکتی مستلزم هماهنگی حرکتی و هماهنگی چشم دست، چشم پا و موارد دیگر است. اختلال مهارت حرکتی وقتی پدید می آید که مهارت حرکتی مورد انتظار در کودک وجود نداشته باشد. یک زیرمجموعه ی اصلی این مهارت، اختلال در هماهنگی رشدی است که به واسطه عملکردهای حرکتی ضعیف که نشان دهنده ی هماهنگی حرکتی ضعیف است، مشخص می شود. این اختلال از دوران شیرخوارگی قابل تشخیص است. آنها در کارهای خود تاخیر دارند و به عنوان کودکی دست و پا چلفتی ارزیابی می شوند. کودکان بزرگتر، مسائل رفتاری هیجانی بیشتری دارند مثل مشکلات در مدرسه و در روابطشان با همسالانشان. بر اساس آمار وزارت آموزش و پرورش، 6 درصد پسران و 5 درصد دختران دوره ابتدایی، 3 درصد دختران و پسران دوره راهنمایی و 3 درصد پسران و 1 درصد دختران دوره دبیرستان به این اختلال مبتلا هستند. علل سبب ساز اختلال هماهنگی رشدی چندگانه است و شامل عواملی مثل مسائل نوزادی، زایمان زودرس، کمبود اکسیژن و غیره می باشد. درمان اصلی برای این اختلال، آموزش مهارتهای حرکتی است و اگر مشکلات رفتاری و هیجانی دیگری هم مشاهده شوند، روان درمانی و مشاوره با والدین موثر خواهد بود.

 

روان شناسی مرضی کودک. دکتر فرح لطفی کاشانی. دکتر شهرام وزیری

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 22:45  توسط روانشناس  | 

زبان جهانی

در قرون اخیر علاقه و تلاش برای تولید یک زبان جهانی شدت گرفته است. ریشه ی چنین اعمالی را می توان در حوزه های مختلف مورد بررسی قرار داد. برای مثال در" انجيل" آمده است كه تعّدد و پراكندگي زبان ها ناشي از"مجازات الهي" است. انجيل تعدّد زبان ها را به آشفتگي و انحراف تعبير مي كند و لایب نیتس آموختن زبانهای دیگر را "ضرورتی اسف انگیز" تلقی می کند. از طرفی مکالمه به زبان های مختلف همیشه مشکلاتی در پی دارد چه که افراد نمی توانند درک کاملی از گفتار یکدیگر داشته باشند. به بیان مولانا:

 چارکس را داد مردی  یک درم          

آن یکی گفت این بانگوری دهم

آن یکی دیگر عرب بود گفت لا      

من عنب خواهم نه انگور ای دغا   

آن یکی ترکی بدو گفت این بنم           

من نمی خواهم عنب خواهم اُزُم

آن یکی رومی بگفت این قیل را          

ترک کن خواهیم استافیل را      

در تنازع آن نفر جنگی شدند          

که ز سرٌ نامها غافل بدند   

مشت بر هم می زدند از ابلهی          

پر بُدند از جهل وز دانش تهی

صاحب سرٌی عزیز صد زبان           

گر بدی آنجا بدادی صلحشان

پس بگفتی او که من زین یک درم            

آرزوی جملتان را می دهم

چونک بسپارید دل را بی دغل           

این درمتان می کند چندین عمل

یک درمتان می شود چارالمراد            

چار دشمن میشود یک ز اتحاد

 

هيچ چيز چون تفرّق زبان، گروه هاي اجتماعي را از هم جدا نمي کند. در گذشته دور و نزديک، بيگانه زبانان، همواره "بربر"- در معناي مخالف با انسان کامل - به حساب مي آمدند."مورمون"ها کمال مطلوب را در آن مي ديدند که براي پاک نگاه داشتن فرقه خود زباني اختصاصي داشته باشند و آن را در تمامي قلمرو حکمفرمايي خود رواج دهند. تمايل به تفکيک ميان ملت به عنوان يک وحدت معنوي و ملت به معناي سياسي از همينجا پيش آمده. چک ها ضرب المثلي دارند به اين مضمون:"تا زماني که زبان زنده است، ملت نمرده است." به نظر می رسد با اتکا به چنین باوری است که حکومت های قدرتمندی که کشوری را تحت سیطره ی خود درمی آورند معتقدند که اگر مردم کشور ضعیف تر همچنان زبان خود را حفظ کند الحاق خود را به کشور تازه موقتی می دانند و همواره در صدد شورش و تجزیه طلبی هستند. ." اما تاریخ نادرستی این فرضیه را اثبات کرده است زیرا زبان تنها عاملی نیست که به احساس وحدت ملی بیانجامد بلکه عوامل دیگری چون ریشه های تاریخی، اجتماعی و فرهنگی متعدد نیز نقش عمده ای ایفا می کنند.

به هر حال، تحت تاثير تفکرات "لايب نيتس" و نيز به سبب فزوني تماس هاي بين المللي از اواخر قرن نوزدهم، زبان هاي تصنّعي، و به اصطلاح جهاني، نظير "ولاپوک"،"اسپرانتو" و "ايدو" به وجود آمد که البته حتي از زبان انگليسي رواج کمتري پيدا کرده است. اما نمی توان ضرورتی را که دنیای امروز به وجود یک زبان واحد و یا جهانی احساس می کند و همچنین فوایدی که چنین زبانی برای بشر دارد، نادیده گرفت. یکی از این فواید اینست که در هزینه ی زیادی که صرف ترجمه و برگرداندن آثار به زبانهای مختلف می شود، صرفه جویی به عمل می آید. از طرفی چه بسیار از شاهکارهای ادبی که برای همیشه فقط به یک زبان باقی می مانند و بقیه ی مردم جهان از خواندن آن بی بهره می شوند فقط به این علت که به زبان آنها ترجمه نشده است. اما نکته ی دیگری که به نظر می رسد این ضرورت را افزون می کند پیشرفت و توسعه ی علومی مثل دانش کامپیوتر است که در کل جهان گسترش می یابند. البته که کشورهای مختلف، سیستمی روی کامپیوتر خود نصب می کنند که تمام نوشته های آن به زبان خودشان باشد اما باز رسیدن به چنین مقصودی نیز نیازمند صرف هزینه و انرژی مضاعف است. از فواید دیگر داشتن زبان واحد اینست که با توجه به اینکه تکنولوژی هر روز مردمان جهان را به هم نزدیک می کند، وجود زبانی واحد برای تسهیل گفتگو و درک معنی کلام یکدیگر، ضروری می نماید. چه که زبان عامل مهمی برای برقراری ارتباط است و اگر مردم کشورهای مختلف نتوانند با زبانی با هم رابطه برقرار کنند، امکان یادگیری رشد و پیشرفت و همچنین گستردگی اندیشه را از افراد می گیرد. فایده ی دیگر اینست که بسیاری از منازعات و سوء تفاهماتی که در طول تاریخ اتفاق افتاده و فقط و فقط به خاطر عدم درک درست از معنای مکالمات بوده، تکرار نمی شود. بنابراین می توان لسان واحد را ابزاری در جهت ایجاد صلح و وحدت دانست. چنانچه حضرت عبدالبها نیز در خطابات مبارکه می فرمایند:

" سابعا وحدت لسان لازم است که لسانی ایجاد نمایند که جمیع بشر تحصیل آن لسان نمایند. پس هر نفسی محتاج دو لسان است. یکی خصوصی یکی عمومی. تا جمیع بشر زبان یکدیگر بدانند و به این سبب سوء تفاهم بین ملل زائل شود زیرا جمیع یک خدا را می پرستند. کل بندگان یک خداوندند. سوء تفاهم سبب این اختلافات است چون زبان یکدیگر را بدانند سوء تفاهم نماند. جمیع با هم الفت و محبت نمایند، شرق و غرب اتحاد و اتفاق کنند."

و در جایی دیگر می فرمایند:

" تعلیم نهم حضرت بهالله وحدت لسان است. یک لسان ایجاد شود و آنرا جمیع آکادمیهای عالم قبول نمایند یعنی یک کنگره بین المللی مخصوص تشکیل دهند و از هر ملتی نمایندگان و وکلاء دانا در آن جمیع حاضر گردند و صحبت و مشورت نمایند و رسما" آن لسان را قبول کنند و بعد از آن در جمیع مدارس عالم تعلیم اطفال کنند تا هر انسان دو لسان داشته باشد یک لسان عمومی و یک لسان وطنی. تا جمیع عالم یک وطن و یک لسان گردد. زیرا این لسان عمومی از جمله اسباب اتحاد عالم انسانی است."

بنابراین برخلاف حکومتهایی که می خواهند به زور زبان مادری یک ملت را از آنها بگیرند، آموزه های دیانت بهایی چنین قصدی ندارد و زبان واحد را در کنار زبان مادری، مطرح می سازند. چرا که زبان مادری اولين دارايی ذيقيمت هر انسان و هر ملتی است که کيستی و حضور انسان و يا مليتی را بروی سياره زمين به رسميت می‌شناسد. با توجه به اين اصل مسلم زبان شناسی اجتماعی که زبان جوهر انديشه آدمی است، که زبان تنها قراردادهای بی جان و کدها و رمزگان مرده نيست، بلکه زبان با مجموعه ساختار و محتوايش ترنم کننده خلاقيت‌های انديشگی و فکری انسان‌هاست، می‌توان به راحتی و سهولت اشاره نمود که در خصلت شناسی جوامع بشری، بويژه در جهان بهم تنيده کنونی، شخصيت، خصايص و کاراکتر فردی و ملتی را از طريق هويت زبانی او می‌شناسند.

در مبحث هويت شناسی و شناخت انسان زبان مادری جايگاه اول را اشغال می‌کند. زبان مادری و تسلط به آن نوعی قدرت روحی و روانی به انسان می‌بخشد و زمانی که زبان مادری به زبان اصلی آموزش، پداگوژی، زبان هنر و ادب و زبان زندگی ملتی تبديل شود، آن ملت در تببين آرزوها، در ارايه خلاقيت ها و نوآوری‌ها و در ثبت و تحکيم هويت تاريخی خويش موفق می‌شود و پيش می‌رود.


با توجه به پيوندی که زبان با تفکر دارد و زبان يک مقوله کمپلکس است که منبع انديشه، ظرف احساسات هر فرد يا ملتی است، هرگونه ناديده گرفتن و يا کم اهميت دادن به زبان مادری ملتی نوعی کشتن تفکر و سرکوب هويت و تضييع موجوديت و مدنيت فرد يا همان ملتی است که اين امر، بديهی است تاريخ تمدن بشری را نيز به طريقی می‌آزارد.

اما اشاره به این نکته ضروری به نظر می رسد که اینهمه توجه به زبان مادری و حفظ وحدت ملی فقط نتیجه ی زندگی در جهان پر تکثر امروزی است و ناشی از اینکه بشر هنوز به آن درجه از بلوغ فکری نرسیده که بتواند عالم را نیز چون وطنش دوست بدارد و هنوز تفکر اکثریت انسانها اینست که نه تنها به ملیت خود ببالند بلکه درصدد از بین بردن ملیت های دیگر برآیند. همانطور که نازی ها به نسل کشی می پرداختند و حتی امروز چه بسا کشورهایی که از روی این تعصب وطنی اگر از نظر اقتصادی و سیاسی مجبور نبودند، هرگز با کشورهای دیگر مراوده ای نداشتند. بنابراین تا این تعصبات وطنی وجود دارد این نزاع بر سر لسان هم وجود دارد والٌا اگر نیک بنگریم چه تفاوتی دارد که کسی به زبان عربی سخن بگوید یا انگلیسی یا فارسی؟ مهم اینست که افراد انسان بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند و تجاربشان را نزد یکدیگر بیان کنند تا وسیله ای باشد برای زندگی بهتر. بنابراین نظر زبانشناسی به نام هاگن منطقی به نظر می رسد که می گوید: ما وقتی می توانیم انتظار یک زبان جهانی داشته باشیم که یک حکومت جهانی به وجود آمده باشد.

 

منابع و مآخذ:

خطابات مبارکه حضرت عبدالبها، جلد 2، صص 149-148 و ص 230

مثنوی معنوی، مولانا جلال الدین محمد بلخی، دفتر دوم، منازعت چهارکس جهت انگور

منبع مورد مطالعه ص 335 و 349

 

منابع اینترنتی

1.      http://www.fasleno.com/archives/000998.php

2. http://www.mediya.net/huner/zaban-va_tafakkor.htm

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 0:0  توسط روانشناس  | 

زبان شناسی و روانشناسی و جامعه شناسی آن!

 

زبان‌شناسی می‌کوشد تا به پرسشهایی بنیادین همچون «زبان چیست؟» و «زبان چگونه عمل می‌کند؟» پاسخ گوید. برای نمونه، در این که «زبان آدمی با سامانه ارتباطی دیگر جانوران چه تفاوتی دارد؟»، «کودک چگونه سخن گفتن می‌آموزد؟»، «انسان چگونه می‌نویسد و از چه راهی زبان نانوشتاری را واکاوی (تحلیل) می‌کند؟»، «چرا زبانها دیگرگون می‌شوند؟» و جز اینها.1

زبان شناسی علم تازه ای است که به دلیل همین تازگی در بسیاری کشورها درک درستی از آن وجود ندارد. با این وجود این رشته به سرعت رشد کرده است و به شاخه های متعدد تقسیم شده است. برای مثال از نظر زمان، به دو شاخه ی زبان شناسی هم زمان و زبانشناسی در زمان تقسیم شده است.

و از نظر نظام درونی، زبان شناسی در سه سطح آواشناسی، معنا شناسی و ساختاری مطرح می شود2

 زبانشناسی می کوشد زبان را بدون در نظر گرفتن فرد و اجتماع، توصیف کند و در صدد آنست که دریابد زبان به عنوان یک سیستم چگونه کار می کند. اما به نظر می رسد زبان به این مفهوم، کاربرد عملی چندانی نداشته باشد. چرا که علم وقتی مفید است که به خدمت انسان درآید و از آنجا که انسان از دو بُعد فردی و اجتماعی مورد بحث قرار می گیرد پس شناخت تاثیر زبانشناسی بر این دو حوزه می تواند به انسان کمک شایانی نماید چرا که در سطح فردی، از آنجا که زبان، زیر بنای فعالیت های عالی ذهن است، انسان را به تفکر و استدلال والاتر سوق می دهد و در سطح اجتماعی، با شناخت و درک بهتر الگوهای زبانی برقراری ارتباط، باعث می شود که فرد بتواند زندگی اجتماعی بهتری برای خود بسازد.

در گذشته تقسیم کار شدیدی بین علوم مختلف وجود داشت و مرزهای بین علوم کاملا مشخص بود اما امروزه با پیشرفت علوم، بسیاری پدیده ها کشف شده اند که در داخل رشته های مختلف علمی قابل بررسی هستند. به عبارتی می توان گفت علوم در مورد برخی پدیده ها با هم هم پوشانی دارند. بررسی زبانشناسی در سطح فردی با علم روانشناسی هم پوشانی دارد. بنابراین روان شناسی زبان نام رشته علمی تازه ای است که دو علم زبان شناسی و روان شناسی را به یکدیگر پیوند می دهد. نخستین پیشروان این علم روان شناسانی بوده اند که به مسایل مشترک روان شناسی و زبان شناسی توجه کرده اند و در نتیجه به مطالعه زبان روی آورده اند، بنابراین این رشته هنوز روش های خاص خود را ندارد و هنوز روش هایی که در این رشته به کار برده می شود به میزان وسیعی از روان شناسی الهام می گیرد و از روش های زبان شناسی در این زمینه بسیار کم استفاده شده است.

روانشناسی زبان مطالعات زبانشناختی را بر اساس بنیان های ذهنی و فرایندهای شناختی به بحث می گذارد. روانشناسی زبان ریشه در سنت زبانشناسی چامسکیایی دارد و موضوعات اصلی آن شامل فراگیری زبان نخست، زبان دوم، تولید گفتار و درک گفتار می شود.3

روان شناسی به مطالعه رفتار انسان می پردازد؛ اعم از رفتار حرکتی که ظاهری هستند و یا رفتار ذهنی که غیر ظاهری هستند. زبان هم یکی از جنبه های رفتار انسان است بنابراین روان شناسی برای اینکه بتواند درک درستی از کلیت رفتار انسان داشته باشد ناچار است زبان را نیز بشناسد. اما این تنها دلیلی نیست که روانشناسان را به حوزه ی زبانشناسی می کشاند بلکه عامل مهمتر اینست که زبان، به عنوان اساس و بنیاد بسیاری از فعالیتهای عالی ذهن مثل استدلال و تفکر به شمار می رود بنابراین شناخت زبان، راهی است برای درک فعالیتهای عالی ذهن انسان یعنی عضوی از بدن که منشا شکل دهی رفتار او به حساب می آید.

اما تاثیری که زبانشناسی در سطح اجتماعی بر انسان می گذارد، در قالب علم دیگری به نام جامعه شناسی زبان مطرح می شود.

جامعه‌شناسی زبان شاخه‌ای از علم زبان‌شناسی است که به مطالعهٔ تأثیرات عوامل اجتماعی مانند هنجارهای فرهنگی، توقعات و بافت بر نحوهٔ استفاده از زبان می‌پردازد و همچنین می توان تأثیراتی که زبان بر فرهنگ و اجتماع دارد را نیز در زمره تعریف "جامعه شناسی زبان" قلمداد نماییم.4

ارزش علم جامعه شناسی زبان وقتی دو چندان می شود که به این مسئله توجه کنیم که زبان دستگاهی نظام یافته است از علائم قراردادی که ارزش آن علائم و رابطه آن ها با پدیده هایی که به آنها دلالت می کنند به وسیله اجتماع تعیین می شود.

در مقام مقایسه می توان گفت روان شناسی زبان به آن دسته از مسائلی می پردازد که کاربرد زبان در فرد، مورد توجه قرار می گیرد مثل مطالعه ی اختلافات فردی در زبان آموزی و به کار بردن زبان؛ چرا که استعداد افراد در یادگیری زبان متفاوت است، زبان آموزی در کودکان و بزرگسالان، مطالعه رابطه بین توانایی زبانی افراد و موفقیت آن ها در حرفه هایی که به زبان بستگی بیشتری دارند، تهیه ی آزمون هایی برای اندازه گیری پیشرفت زبان آموزی، مطالعه کودکانی که در خانواده های دو زبانه یا چند زبانه بزرگ می شوند، مطالعه ی کلیه ی نابسامانی هایی که در نتیجه ی بیماری یا ضایعات یا نقص اندام ها در کار یادگیری زبان روی می دهد و مطالعه ی رابطه ی فکر و زبان.5

در حالیکه جامعه شناسی زبان بیشتر به مسائلی می پردازد که برای زبان در اجتماع پیش می آید و مسائلی چون فرهنگ و سیاست را نیز در بر می گیرد برای مثال به این مسئله می پردازد که در طول تاریخ جوامعی که جوامع دیگر را تحت سیطره ی خود درآورده اند، سعی در تغییر زبان آنها داشته اند چرا که زبان را به عنوان عامل حفظ وحدت ملی، نوعی خطر برای خود می پنداشتند. مثال دوم کاربرد زبان میانجی است که باعث می شود افراد با زبانهای مختلف، بتوانند با استفاده از یک زبان میانجی با هم رابطه برقرار کنند. حوزه ی سوم، پدید آوردن یک زبان ساختگی است که بتواند همه ی ملل جهان را به هم پیوند دهد. مسئله ی دیگر، برنامه ریزی زبانی است که تغییراتی را در بر می گیرد که دولت در ساخت و کاربرد زبان یک جامعه ایجاد می کند مثلا به منظور اعلان یک زبان، به عنوان زبان رسمی در کشورهای چند زبانه. 6

بنابراین مشاهده می شود که برای درک درستی از زبان، باید آن را در حوزه های مختلف مربوط سنجید. و اگر بخواهیم تک بُعدی به این مسئله بنگریم، خود را از ابعاد دیگر محروم ساخته ایم. برای مثال در مورد زبان درست است که زبان به عنوان علائم قراردادی در اجتماع مطرح می شود (جامعه شناسی زبان) اما باید به این نکته توجه کرد که نوعی استعداد یا توانایی بالقوه در سازو کار دستگاه عصبی افراد انسان برای آموزش زبان وجود دارد (روان شناسی زبان) به همین دلیل است که کودکی که در سالهای اولیه زندگیش، با زبانی غیر از زبان مادریش مواجه شود آن را به خوبی فرا می گیرد. امید است که با پیشرفت روزافزون علوم در هر یک از زمینه های مربوط به زبان شاهد روزی باشیم که زبان شناسی بتواند کیفیت حیات انسان را چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی ارتقاء دهد.

 ماخذ:

 ۲. جزوه تفکر و زبان (گردآوری) 11 – 8

۵. جزوه تفکر و زبان (گردآوری) ص 50

۶. جزوه تفکر و زبان (گردآوری) 350 - 334

 

منابع اینترنتی

1.http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86

3. http://linguist87.blogfa.com/post-36.aspx

4.http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 23:54  توسط روانشناس  |